فهرست

تجلی عشق و ایثار در شغل پرستاری

دل نوشته روابط عمومی و امور بین‌الملل دانشگاه علوم پزشکی بابل در توضیح یک تصویر:

همه چیز که در حیطه وظیفه ی شغلی اش نمیگنجد...
او قبل از اینکه یک پرستار باشد یک انسان تمام عیار است...
به سمت بیمار مسن و ناتوانش میرود...
و تمام مهربانی اش را در چشمانش می‌ریزد و نگاهی سراسر عشق به سمتش سرازیر می‌کند...
وجدانش زمزمه می‌کند:
سوگند خورده‌ای در حد توانت حافظ جان بیمارانی باشی که به هر دلیلی خداوند سر راهت می‌گذارد.
قدم بر می‌دارد.
پله ها را یکی پس از دیگری در حالی طی می‌کند که یک دنیا حرف در قلب و مغزش در حال دویدن هستند.
غذا می‌گیرد و برمی‌گردد.
اینجا تازه شروع ماجراست.
یک پرستار همیشه خودش را مسئول خدمت رسانی به بیمارانش میداند.
لقمه های از سر عشق و رافت را یکی پس از دیگری در دهان بیمار می‌گذارد مانند دختری که از پدر پیرش مراقب می‌کند.
بیمار سکوت کرده است اما صدای قلبش تمام فضای آسمان خدا را پر کرده...
دعایش می‌کند...
دعای عاقبت به خیری...
دعای لمس ناب آرامش...
دعای صحت و سلامتی...
خوردن غذا تمام میشود...
و انسانیت همچنان ادامه دارد...